سيد علي اكبر قرشي

458

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

گرديد ) و از استخوانهاى پوسيده همسايگان . و دربارهء مردمان فرموده : « عباد مخلوقون اقتدارا . . . و مضمّنون اجداثا و كائنون رفاقا و مبعوثون افرادا و مدينون جزاء » خ 83 ، 109 بندگانى اند كه با قدرت خدا خلق شده‌اند و در قبرها جاى خواهند گرفت و به خاك خواهند گشت و تها از قبرها بيرون خواهند آمد و با جزاى اعمال مجازات خواهند شد . رفد : - به فتح اول - عطا كردن و يارى كردن و به كسر اوّل : صله و عطا و يارى . از اين كلمه چهار مورد در كلام حضرت آمده است دربارهء خداوند فرموده : « لا تصحبه الاوقات و لا ترفده الادوات ، سبق الاوقات كونه و العدم و جوده » خ 186 ، 273 ، وقتها با او مصاحب نمى شود ( لازمان است ) ابزار و آلات او را يارى نمى كند ، ( با اراده كار مىكند ) وجودش سابق بر زمانها و سابق بر عدم است . واقعا ترسيم عجيبى است از توحيد و اين كلام ها اولين بار از آنحضرت صادر شده است . دربارهء غصب حقّش فرموده : « فنظرت فادا ليس رافد و لا ذاب و لا مساعد الّا بيتى فضننت بهم عن المنيّة » خ 217 ، 336 . ديدم براى گرفتن حقّم نه يارى دارم و نه مدافعى و نه تقويت كننده‌اى مگر اهل بيتم كه از گشته شدن آنها نيز بخل ورزيدم . و نيز فرموده : « و آثركم بالنعم السوابغ و الرفد الروافغ » خ 83 ، 108 كه در « رفغ » خواهد آمد . رفض : ترك كردن . « رفضه رفضا : تركه و رماه » هشت مورد از اين لفظ در كلام حضرت آمده است چنان كه فرموده : « اذا اضرّت النوافل بالفرائض فارفضوها » حكمت 279 چون مستحبات به واجبات ضرر رساند آنها را ترك نمائيد و در مقام نصيحت فرموده : « اوصيكم بالرفض لهذه الدنيا التاركة لكم » خ 99 ، 144 رفع : بالا بردن . بلند كردن . از اين لفظ موارد زيادى در « نهج » آمده است : « اقيلوا ذوى المرؤآت عثراتهم فما يعثر مهم عاثر الّا و يد الله بيده يرفعه » حكمت 20 لغزشهاى مردان اصيل را ناديده بگيريد كسى از آنها نمى لغزد مگر آنكه دست خدا در دست اوست بلندش مىكند . رفغ : ( باغين آخر ) فراخى . وسعت يافتن . « رفغ عيشه رفاغة : اتسّع » ارفاغ